به خاطر هادی

به خاطر هادی

یکی از مهمترین دلایلی که تو را به این سمت و این راه حق کشانده «هدایت» است. هادی بودن توست.

کلمه «هدایت» در قرآن در موارد فراوانی استعمال شده است ولی ریشه و اساس همه آنها به دو معنی بازگشت میکند. «هدایت تکوینی» و «هدایت تشریعی».

هدایت تکوینی برای تمامی موجودات قرار دارد و منظور از آن رهبری موجودات به وسیله پروردگار زیر پوشش نظام آفرینش و قانونمندی های حساب شده جهان هستی است. «پروردگار ما همان کسی است که همه چیز را آفرید و سپس آن را هدایت کرد.» طه / آیه 50

اما هدف ما در این جا هدایت تشریعی می باشد که به وسیله پیامبران و کتاب های آسمانی انجام میگیرد و انسان ها با تعلیم و تربیت آنان در مسیر تکامل پیش می روند. شاهد آن نیز در قرآن فراوان است از جمله میخوانیم: «آنها را راهنمایانی قرار دادیم که به فرمان ما مردم را هدایت میکنند» (انبیاء / 73 – سجده / 24 )

امام صادق(علیه السلام) در حدیث پر محتوایش، با استفاده از مضامین قرآن مجید، ائمه و پیشوایان را به دو گونه تقسیم میکند. «امامانی که به امر خدا نه به امر مردم، هدایت را برعهده میگیرند، امر خدا را بر امر خودشان مقدم می شمرند، و حکم او را برتر از حکم خود قرار میدهند و امامانی که دعوت به سوی آتش میکنند ، فرمان خود را بر فرمان حق مقدم میدارند، و قبل از حکم الهی قرار می دهند و بر طبق هوای نفس خویش و بر ضد کتاب الله عمل می نمایند. » (کافی/جلد اول/ص 186 )

توضیح اینکه، هدایت در آیات و روایات به دو معنی آمده است. ارائه طریق(نشان دادن راه) و ایصال به مطلوب(رساندن به مقصد).

هدایت پیشوایان الهی نیز از هر دو طریق صورت میگیرد. گاه تنها به امر و نهی قناعت میکنند، ولی گاه با نفوذ باطنی در دلهای لایق و آماده، آنها را به هدف های تربیتی و مقامات معنوی می رسانند.

اصل هدایت و رهبری موجودات در آیه 50 سوره طه هنگامی که حضرت موسی با فرعون به بحث پرداخته اند کاملا تبیین شده است. ممکن است کسی یا چیزی وسائل حیاتی را در اختیار داشته باشد، اما طرز استفاده از آن را نداند، مهم آن است که به طرز کاربرد آنها آشنا باشد و این همان چیزی است که ما در موجودات مختلف به خوبی می بینیم که : چگونه هر کدام از آنها نیروهایشان را دقیقا در مسیر ادامه حیاتشان به کار میگیرند. چگونه لانه می سازند ؟ تولید مثل می کنند؟ فرزندان خود را پرورش میدهند؟ از دسترس دشمنان مخفی می شوند و یا به مبارزه با دشمن برمی خیزند؟

انسان ها نیز دارای این هدایت تکوینی هستند. ولی، از آنجا که انسان موجودی است دارای عقل و شعور، خداوند هدایت تکوینی اش را با هدایت تشریعی اش به وسیله پیامبران همراه و همگام کرده است که اگر از آن مسیر منحرف نشود، مسلما به مقصد خواهد رسید. به تعبیر دیگر انسان به خاطر داشتن عقل و اختیار، وظائف و مسئولیت ها و به دنبال آن، برنامه های تکاملی دارد که حیوانات ندارند و به همین دلیل علاوه بر هدایت های تکوینی نیاز به هدایت تشریعی نیز دارد.

البته باید متذکر شویم که هدایت اسباب و زمینه هایی دارد که به صورت خیلی خلاصه به آنها اشاره میکنیم. با توجه با سوره های مائده، آیه 16 . رعد، آیه 27. عنکبوت، آیه 16 و محمد، آیه 17 خداوند تبارک و تعالی می فرماید:«تا از سوی بندگان توبه و انابه ای نباشد، تا پیرو فرمان او نباشند تا جهاد و تلاش و کوششی صورت نگیرد، و تا گام های نخستین را در مسیر حق برندارند، لطف الهی شامل حال آنان نمی شود، دست آنان گرفته نخواهد شد و به مقصد نمیرسند.»

در رابطه با زمینه پذیرش هدایت نیز میفرماید«خداوند کسی را که دروغگو و کفران کننده است، هرگز هدایت نمیکند.» نه هدایت به راه مستقیم در این جهان، نه به سوی بهشت در جهان دیگر، چرا که خود، مقدمات بسته شدن درهای هدایت را فراهم ساخته است، زیرا خداوند فیض هدایتش را به زمینه هایی میفرستد که لایق و آماده پذیرش آنند، نه دل هایی که آگاهانه هر گونه آمادگی را در خود نابود کرده اند.

تکلیف

حال که با هدایت و انواع آن آشنا شده ای، اسباب و زمینه های آن را شناختی و میدانی که هدف پیامبر اسلام وائمه، هدایت و راهنمایی مردم به سوی حق بوده، این سوال برای تو پیش می آید که تکلیف من در این زمانه چیست؟

شهید مطهری در کتاب سیری در سیره نبوی این چنین مینویسد:«ما ظلمی نظیر ظلمی که در مورد قرآن کرده ایم، در مورد سیره پیغمبر و ائمه اطهار کرده ایم. وقتی میگویند پیغمبر چنین بود، میگوییم: او که پیغمبر بود؛ یا وقتی میگویند: علی چنین بود، میگوییم: او که علی بود، تو ما را با علی قیاس میکنی؟ ما را با پیغمبر قیاس میکنی؟ ما را با امام جعفر صادق قیاس میکنی؟» و بحث خود را به آنجا میرساند که این پیشوایان انسان کامل هستند و برای الگو دهی و نشان دادن راه درست به ما آمده اند نه اینکه هر کاری آنها انجام داده اند بگوییم ما نمی توانیم. تو می توانی، می توانی هدایت دیگران را به عهده بگیری و پیغمبر را اسوه و الگوی خود قرار دهی. قرآن کریم می فرماید:«مسلما برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود، برای آنهایی که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند و خدا را بسیار یاد میکنند.» (احزاب/ 21 . )

حال باید دید بهترین مصداق هدایت در عصر و دوران ما چیست؟ چه کنیم که مانند رسول خدا و ائمه، هدایت دیگران را به دست بگیریم و هادی باشیم؟

اگر کمی چشمان خود را باز کنی و دید خود را وسیع تر کنی و مرزها را بشکنی، متوجه خواهی شد که در وسط میدان هدایت ایستاده ای. جایی که آماده ای برای کار تربیتی و هدایت دیگران. سرگروهی در شجره طیبه صالحین بهترین مصداقی است که میتوان برای ادامه روند هدایت معرفی کرد.

حال در عصر ما این عرصه و میدان خالی مانده، این سنگر دیگر رزمنده ای ندارد که لباس رزم بپوشد و به مبارزه و جهاد فی سبیل الله برود. تربیت و هدایت در دوران ما مظلوم واقع شده است و حال آماده ای که به ندای مظلومی جواب لبیک گویی که فرموده اند هرکسی ندای مظلومی را بشنود و او را یاری نرساند از ما نیست. میشنوی؟ صدای انسانهایی را که به دنبال راه حق و مستقیم هستند و نیست یاری رساننده ای که آنها را به مقصد برساند، برخیز و لباس تقوا بپوش، سلاح ایمان خود را کامل کن ، خشاب مهارت خود را جا بزن و در این میدان عمل بتاز که نوبت توست، هنگام هنر نمایی تو رسیده، اگر سلمان ها و ابوذرها برای دین مجاهدت کرده اند، اگر نافع بن هلال ها و حبیب بن مظاهرها با خون خود اسلام را پایدار نمودند ، اگر همت ها و باکری ها رفتند تا این انقلاب و نظام استوار بماند، حالا تو آمده ای تا امام زمانه ات تنها نباشد، آمده ای تا یاری کنی حضرت صاحب الزمان(عج) را. آمده ای تا کادر سازی کنی برای انقلاب که مبادا با تند بادهای فتنه ای لرزه به جانش بیفتد. آفرین بر تو که به میدان تربیت قدم گذاشته ای.

خودت را مصطفی بدان، تو برگزیده شده ای، انتخاب شده ای تا افرادی را به سمت راه حق بکشانی، تو انتخاب شده ای تا گروهی را به نور خدا آشنا کنی ، تو انتخاب شده ای تا سرگروه باشی و هادی و این تکلیف توست.

 

 

به اشتراک بگذارید...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *